2 اوت 2026- بسیاری از بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ میپرسند که چگونه با وجود نخوردن غذا، قند خونشان بالاست؟ پاسخ این پدیدۀ متناقض در چیزی است که «مقاومت به انسولین» نامیده میشود. مقاومت به انسولین، نهتنها مانع از جذب درست گلوکز توسط سلولها میشود، بلکه باعث میشود کبد به تولید مداوم گلوکز ادامه دهد.
در اینجا، ما بررسی خواهیم کرد که چگونه این اتفاق میافتد و چه تحقیقات فعلی برای درمان این بیماری در حال انجام است.
انرژی در دسترس
به طور کلی، سطح گلوکز خون ما با تعادل بین دریافت این نوع قند از غذا و جذب آن توسط بافتها تنظیم میشود. این تعادل عمدتاً به هورمون انسولین بستگی دارد.
بعد از غذا، افزایش گلوکز خون باعث میشود سلولهای بتای پانکراس انسولین ترشح کنند. این هورمون جذب، استفاده و ذخیره گلوکز توسط بافتهای بدن را تسهیل میکند و تضمین میکند که بدن در صورت نیاز، انرژی کافی در دسترس داشته باشد.
با این حال، اگر ساعتهای زیادی را بدون غذا بگذرانیم، بدن همچنان باید حداقل سطح گلوکز خون را حفظ کند. این کار برای جلوگیری از هیپوگلیسمی (قند خون پایین) و اطمینان از تأمین انرژی بافتها - به ویژه مغز که تقریباً منحصراً به گلوکز وابسته است - انجام میشود.
در چند ساعت اول ناشتا(نخوردن غذا یا روزهداری)، کبد با تجزیه ذخایر گلیکوژن، شکلی که گلوکز در بدن ذخیره میشود، گلوکز تولید میکند. با ادامۀ روزهداری و کاهش گلیکوژن، کبد شروع به سنتز گلوکز از پیشسازهای غیرکربوهیدراتی میکند، فرآیندی که به عنوان گلوکونئوژنز شناخته میشود. این مکانیسم ضروری است، زیرا تضمین میکند که اندامهای ما - و مهمتر از همه مغز - در حالی که روزه هستیم، به عملکرد خود ادامه میدهند.
قفل معیوب
دیابت نوع ۲ به طور کامل تنظیم طبیعی سطح گلوکز خون را مختل میکند زیرا باعث ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران میشود.
یک راه ساده برای توضیح این موضوع، تصور انسولین به عنوان کلیدی است که درب سلولها را باز میکند تا گلوکز بتواند وارد شود و برای تولید انرژی استفاده شود. در یک فرد سالم، کلید کاملاً با قفل جور در میآید. درب سلول باز میشود و گلوکز از خون به سلولها منتقل میشود.
اما در بیماران مبتلا به مقاومت به انسولین، قفل معیوب است. اگرچه بدن هورمون تولید میکند و کلیدهایی نیز در دسترس هستند، اما در به اندازه کافی باز نمیشود. نتیجه این است که مقداری از آن گلوکز نمیتواند وارد سلولها شود. در عوض، در خون تجمع مییابد و باعث هیپرگلیسمی مزمن (قند خون بالا) میشود.
اما این تنها هدف انسولین نیست. یکی دیگر از عملکردهای کلیدی آن مهار تولید گلوکز در کبد است - فرآیندی که به عنوان گلوکونئوژنز کبدی شناخته میشود.
در دیابت نوع ۲، مقاومت به انسولین مانع از انجام صحیح این کار توسط انسولین میشود و باعث میشود کبد حتی زمانی که نیازی به آن نیست، به تولید گلوکز ادامه دهد. نتیجه این است که سطح گلوکز خون حتی با معده خالی بالا میماند. گزارش شده است که سطح گلوکونئوژنز کبدی در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ممکن است از ۴۰تا ۲۰۰درصد بیشتر از افراد سالم باشد. به همین دلیل، کاهش تولید گلوکز کبدی به روشی امیدوارکننده برای بهبود اثربخشی درمانهای موجود برای کاهش سطح قند خون تبدیل شده است.
اهداف درمانی جدید
یکی از کلیدهای احتمالی برای کنترل تولید بیش از حد گلوکز توسط کبد در دیابت نوع 2، یک مولکول استرس به نام GDF15است. موشهایی که فاقد این مولکول هستند، دچار افزایش گلوکونئوژنز کبدی می شوند، که نشان میدهد تنظیم سطح آن میتواند به مهار تولید گلوکز در کبد کمک کند.
مطالعات قبلی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 نشان داده است که درمان با متفورمین - رایجترین داروی ضد دیابت تجویز شده برای درمان دیابت نوع 2، که در درجه اول با مهار گلوکونئوژنز کبدی عمل میکند - نیز سطح GDF15را افزایش میدهد.
این نشان میدهد که بخشی از اثر ضد دیابتی این دارو را میتوان با توانایی آن در افزایش سطح GDF15و در نتیجه کاهش تولید گلوکز در کبد توضیح داد. گروه تحقیقاتی ما اخیراً مشاهده کرد که این اثر در موشهای فاقد GDF15 مشاهده نمیشود.
علاوه بر این، در آخرین مطالعۀ خود، مشاهده کردیم که متفورمین در موشهایی که فاقد گیرنده PPARβ/δهستند، قادر به افزایش سطح خونی این مولکول نیست. این احتمالاً به این دلیل است که PPARβ/δبرای بلوغ GDF15و در نتیجه، برای افزایش سطح خون آن بسیار مهم است.
روی هم رفته، این یافتهها به تدریج عوامل کلیدی تعیینکننده تنظیم و عملکرد GDF15را آشکار میکنند و راههای جدید و امیدوارکنندهای را برای بهبود کنترل گلوکز در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 ارائه میدهند.
منبع:
https://medicalxpress.com/news/2026-06-diabetes-patients-high-blood-sugar.html